
هزینه پست میهمان ژیکال هستید
ژیکال از یک حسرت ساده شروع شد؛ اینکه چرا داستان زندگیام را بهموقع از مادرم نپرسیدم و چرا تا وقتی بود، داستان زندگیاش را از زبان خودش نشنیدم.
سالهاست کارم داستان است، گاهی داستان نوشتهام و گاهی داستان آدمها را شنیده و یا خواندهام، اما در یکی از روزهای پاییز که دلم برای مادرم تنگ شده بود فهمیدم برای شنیدن داستان نزدیکترین آدم زندگیام، خیلی دیر کردهام و او رفته بود.
پرسشهایی بود که دوست داشتم از مادرم بپرسم، دربارهی داستان خودم، دربارهی داستان زندگی خودش. ولی من هیچگاه نپرسیده بودم. فکر میکردم بعداً میپرسم، شاید در فرصتی دیگر و در لحظهای دیگر، اما آن «بعداً» هیچوقت فرا نرسید. و من ماندم و حسرت داستانهایی که دوست داشتم از زبان خودش بشنوم و نشنیده بودم.
بعد از آن، مدتی به این فکر کردم که چرا ما از آدمهایی که دوستشان داریم نمیپرسیم. چرا دربارهی کودکیشان، اولین آرزوهایشان، ترسهایشان، عشقهایشان و روزهایی که ما هنوز در زندگیشان نبودیم، چیزی نمیدانیم. جواب ساده بود، چون فکر میکنیم هنوز وقت هست. و از طرفی، چون نمیدانیم چطور باید شروع کنیم؟
حسرت من دربارهی مادرم بود، حسرت دیگری ممکن است خاطرهی بارداریاش باشد، حسرت پدر دیگری ممکن است ننوشتن داستان فرزندش باشد، حسرت نوجوانی هم ممکن است این باشد که کاش پدرش یا مادرش برایش نامه نوشته بود. داستان کودکان، داستان پدربزرگها و مادربزرگها، داستان پدر و مادر را نمیدانیم چون نه میپرسیم و نه میدانیم چه و چگونه بپرسیم؟ و ژیکال متولد شد تا این حسرتها کمتر شوند، تا خاطرهها و داستانها بمانند، تا آدمها در میراث یک خانواده فراموش نشوند و داستان همه گفته شود، نوشته شود و خوانده شود.
بهجای دفترهای خالی نوشتن، پرسشهایی طراحی کردیم که راه را برای گفتوگو باز میکنند؛ پرسشهایی برای شنیدن داستان افراد عزیز زندگیمان. چقدر شیرین است که پدری داستان سال اول زندگیاش را از زبان مادرش بخواند. میراث یک خانواده گاهی داستانهایی است که در روزمرگی زندگی، اندکاندک فراموش میشوند.
ژیکال برای من، ساختن محصولی برای یک کسب و کار نیست؛ ژیکال برای من ایجاد فرصتی است برای ماندگار کردن همهی خاطرهها و داستانها، هر انسانی داستانی دارد که حیف است فراموش شود.
اگر کنجکاوی که از من بیشتر بدونی، استاد دانشگاهم و نویسنده، دنیام خاکستریه، نه تاریک تاریک نه روشن روشن. بیشتر از اونی که بخواهم دربارهی ابعادِ زندگی بحث کنم، دوست دارم زندگی رو لمس کنم. اگر روزی منو در طبیعت و یا در یکی از خیابونهای شهر دیدی، بهاحتمالِ زیاد دارم به خودم، به تو و به داستانی که همه آدمها دارند فکر میکنم، آخه دوست دارم داستان همه را بشنوم، دست خودم نیست.
راستی من آرشم، آرش حسینی.


«ژیکال» را سالها پیش در یکی از رمانهایم استفاده کرده بودم، رمانی که هرگز فرصت چاپ برای آن فراهم نیامد. بعدها هرچه بیشتر روی این اسم ماندم، ابهامش بیشتر مرا مجذوب میکرد. هیچ فرهنگ لغتی معنای قطعیاش را نمیدهد، اما هر کسی که میشنود چیزی در آن میبیند.
بعضیها آن را «ژی» و «کال» میخوانند: «ژی» در کردی یعنی زندگی و «کال» در فارسی و کردی یعنی نورسیده؛ زندگیِ تازه شروعشده. برای من که دنبال شروعی برای خلق مجموعهای از هدیههای خاطره و داستان بودم، این خوانش جذاب بود.
بعضی دیگر آن را «ژیک» و «ال» میخوانند: «ژیک» یعنی قطرهی باران و «ال» پسوندی که کوچکی میرساند؛ قطرههای ریزریز باران. این یکی برایم بینهایت زیبا بود.
نمیدانم کدام درست است. شاید هیچکدام. همین ابهامها بود که آرامآرام و ریزریز مرا به سمت این اسم کشاند تا آن را به عنوان نام برند این مجموعه انتخاب کنم.
خانه آفرینش ژیکال مشتاق همکاری های جدید است، این فرم را تکمیل کنید و سپس ما با شما تماس خواهیم گرفت